بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

476

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

او در ميثاق پس از جهت آنكه در روز جمعه خلايق خود را جمع كرده بنا بر اين آن روز را روز جمعه گفتند فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ پس چون گذارده شود نماز جمعه پس پراكنده شويد در زمين « و عن الصادق عليه السّلام الصلاة يوم الجمعة و الانتشار يوم السبت » يعنى نماز جمعه در روز جمعه است و انتشار كه امر بر آن واقع شده در روز شنبه است وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ و طلب كنيد آنچه خواهيد از فضل و احسان خداى تعالى و در اين آيه اشارتست بر اينكه تاجر و كاسب رزق را سزاوار نيست كه اعتماد بر تجارت و كسب خود كند بلكه لازم بر آنها اين است كه تجارت و كسب روزى را سبب و وسيلهء فضل و احسان الهى شمارند تا از فضل خداى تعالى روزى خورند و چون عدم وجوب بيع و شرا اجماعيست پس صيغهء امر درين آيه بعد از تحريم براى اباحت است نه وجوب هر چند امر در اصل براى وجوبست و احتمال وجوب در بعضى اوقات دارد مثل آنكه كسى كسب منفعت واجبه كند وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً و ياد كنيد خداى تعالى را بسيار در همه اوقات و در جميع احوال لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ تا آنكه شما رستگار شويد منقول است كه دحيهء كلبى كه جبرئيل به صورت او به خدمت حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله ظاهر شدى تاجر شام بود و هر گاه از تجارت شام به مدينه آمدى و ما يحتاج مردم مدينه را با خود آوردى طبل نواختى تا مردم خبردار شوند اتفاقا در روز جمعه وقتى كه حضرت به جهت خطبهء نماز جمعه برخواسته بودند و آواز طبل آمدن دحيهء كلبى به گوش هوش اصحابى كه با حضرت در نماز بودند رسيد اكثرى آن حضرت را گذاشته از مسجد بيرون رفتند و قليلى ماندند حضرت فرمود اگر قليل نمىماندند و همه از مسجد بيرون ميرفتند هر آينه از آسمان سنگ بر ايشان مىباريد مقارن اين حال ؟ وحى نازل شد از آن طرف دحيهء كلبى آمد و ازين‌طرف جبرئيل كه به صورت او مىآمد از جانب اللَّه اين آيت را آورد كه وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها و هر گاه به بينند